دعایی که یوسف خواند و از چاه نجات پیدا کرد
حضرت یوسف (علیه السلام) فرمود: برادرانم مرا در این چاه افكندند.
جبرئیل (علیه السلام) فرمود: دوست دارى كه از چاه بیرون بیایى.
حضرت یوسف (علیه السلام) فرمود: این امر به مشیت خداوند عزوجل بستگى دارد اگر خدا بخواهد مرا بیرون خواهد آورد.
جبرئیل (علیه السلام) فرمود: خداوند مى فرماید: با این دعا مرا بخوان تا تو را ازچاه بیرون آورم.
حضرت یوسف (علیه السلام) فرمود: آن دعا كدام است.
جبرئیل (علیه السلام) فرمود: بگو:
الهم انى اسئلك بان لك الحمد لااله الاانت المنان بدیع السموات و الارض وذوالجلال والااكرام ان تصلى على محمد وآل محمد وان تجعل مما انا فیه فرجا ومخرجا
خدایا! بدان جهت از تومى خواهم كه حمد از آن تواست: معبودى جز تو نیست: صاحب نعمت وپدید آرنده آسمان ها وزمین اى صاحب جلالت و بزرگوارى ، كه درود فرستى بر محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) وآل محمد،وبرایم فرج گشایشى قرار دهى از آنچه من در آنم.
پس كاروان آمد واورا بیرون آمد.(122)
| خوشا دردى كه درمانش توباشى | خوشا راهى كه پایانش توباشى | |
| خوشا چشمى كه رخسار توبیند | خوشا ملكى كه سلطانش توباشى | |
| خوشا آن دل كه دل دلدارش توگردى | خوشا جانى كه كه جانانش تو باشى | |
| خوشى وخرمى وكامرانى | كسى دارد كه خواهانش توباشى | |
| چه خوش باشد دل امید وارى | كه امید دل وجانش توباشى |
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 16:4 توسط سهیل
|