نوروز به قلم دكتر شریعتی

نوروز اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانه پیوند با گذشته ای که زمان و حوادث ویران کننده زمان همواره در گسستن آن می کوشیده است
 
هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن می گرفتند. تاریخ از مردی در سیستان خبر می دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفه جاهلی آرام کرده بود از قتل عام شهرها و ویرانی خانه ها و آوارگی سپاهیان می گفت و مردم را می گریاند و سپس چنگ خویش را بر می گرفت و می گفت: " اباتیمار : اندکی شادی باید "
 
 
 
 
 
نوروز یک جشن ملی است، جشن ملی را همه می شناسند که چیست نوروز هر ساله برپا می شود و هر ساله از آن سخن می رود. بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده «عقل» تکرار را نمی پسندد: اما «احساس» تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است و طبیعت را از تکرار ساخته اند: جامعه با تکرار نیرومند می شود، احساس با تکرار جان می گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن طبیعت، احساس، و جامعه هر سه دست اندرکارند.
 
 نوروز که قرن های دراز است بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن رو هست که این قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا بک جشن تحمیلی سیاسی نیست. جشن جهان است و روز شادمانی زمین و آسمان و آفتاب و جشن شکفتن ها و شور زادن ها و سرشار از هیجان هر «آغاز». جشن های دیگران غالباً انسان را از کارگاه ها، مزرعه ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغها و کشتزارها، در میان اتاق ها و زیر سقف ها و پشت درهای بسته جمع می کند: کافه ها، کاباره ها، زیر زمین ها، سالن ها، خانه ها ... در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و ... اما نوروز دست مردم را می گیرد و از زیر سقف ها و درهای بسته فضاهای خفه لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه ها، به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت می کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب لرزان از هیجان آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه های شسته، باران خورده پاک و ... 
 
نوروز تجدید خاطره بزرگی است: خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال آن فرزند فراموشکار که، سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود، مادر خویش را از یاد می برد، با یادآوری وسوسه آمیز نوروز به دامن وی باز می گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می گیرد. فرزند در دامن مادر، خود را باز می یابد و مادر، در کنار فرزند و چهره اش از شادی می شکفد اشک شوق می بارد فریادهای شادی می کشد، جوان می شود، حیات دوباره می گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می شود. تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده تر و سنگین تر می گردد، نیاز به بازگشت و باز شناخت طبیعت را در انسان حیاتی تر می کند و بدین گونه است که نوروز بر خلاف سنت ها که پیر می شوند فرسوده و گاه بیهوده رو به توانایی می رود و در هر حال آینده ای جوان تر و درخشان تر دارد، چه نوروز را ه سومی است که جنگ دیرینه ای را که از روزگار لائوتسه و کنفوسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می کشاند.
 
 نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانی نیست: نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر، تحول، گسیختن، زایل شدن، در هم ریختن و از دست رفتن بنا شده است، جایی که در آن آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار، تنها تغییر است و ناپایداری، چه چیز می تواند ملتی را، جامعه ای را، در برابر ارابه بی رحم زمان – که بر همه چیز می گذرد و له می کند و می رود هر پایه ای را می شکند و هر شیرازه ای را می گسلد – از زوال مصون دارد؟ هیچ ملتی یا یک نسل و دو نسل شکل نمی گیرد: ملت، مجموعه پیوسته نسل های متوالی بسیار است، اما زمان این تیع بیرحم، پیوند نسل ها را قطع می کند، میان ما و گذشتگانمان، آنها که روح جامعه ما و ملت ما را ساخته اند، دره هولناک تاریخ حفر شده است قرن های تهی ما را از آنان جدا ساخته اند : تنها سنت ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این دره هولناک گذر می دهند و با گذشتگانمان و با گذشته هایمان آشنا می سازند. در چهره مقدس این سنت هاست که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنارخویش و در  «خود خویش» احساس می کنیم حضور خود را در میان آنان می بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت هاست.
 
 در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می داریم، گویی خود را در همه نورزهایی که هر ساله در این سرزمین بر پا می کرده اند، حاضر می یابیم و در این حال صحنه های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می خورد، رژه می رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می داشته است، این اندیشه های پر هیجان را در مغز مان بیدار می کند که: آری هر ساله حتی همان سالی که اسکندر چهره این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می کشید همانجا همان وقت، مردم مصیبت زده ما نوروز را جدی تر و با ایمان سرخ رنگ، خیمه بر افراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده های سرد و خاموش نوروز را گرم و پر شور جشن می گرفتند. تاریخ از مردی در سیستان خبر می دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را در زیر شمشیر خلیفه جاهلی آرام کرده بود از قتل عام شهرها و ویرانی خانه ها و آوارگی سپاهیان می گفت و مردم را می گریاند و سپس چنگ خویش را بر می گرفت و می گفت: " اباتیمار : اندکی شادی باید "
 
 نوروز در این سال ها و در همه سال های همانندش شادی یی این چنین بوده است عیاشی و  «بی خودی»  نبوده است. اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانه پیوند با گذشته ای که زمان و حوادث ویران کننده زمان همواره در گسستن آن می کوشیده است. نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان. همه نوروز را عزیز شمرده اند و با زبان خویش از آن سخن گفته اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته اند "نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز ، خلقت جهان پایان گرفت و از این روست که نخستین روز فروردین را اهورمزد نام داده اند و ششمین روز را مقدس شمرده اند. چه افسانه زیبایی زیباتر از واقعیت راستی مگر هر کسی احساس نمی کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است. مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلماً بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلماً اولین روز بهار، سبزه ها روییدن آغاز کرده اند و رودها رفتن و شکوفه ها سر زدن و جوانه ها شکفتن، یعنی نوروز بی شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است. اسلام که همه رنگ های قومیت را زدود و سنت ها را دگرگون کرد، نوروز را جلال بیشتر داد، شیرازه بست و آن را با پشتوانه ای استوار از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان، مصون داشت. انتخاب علی به خلاف و نیز انتخاب علی به وصایت، در غدیر خم هر دو در این هنگام بوده است و چه تصادف شگفتی آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند پشتوانه نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت: سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه ای که در دل های مردم این سرزمین بر پا شده بود پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شد و در دوران صفویه، رسماً یک شعار شیعی گردید، مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژه خویش، آنچنان که یک سال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز. این پیری که غبارقرن های بسیار بر چهره اش نشسته است، در طول تاریخ کهن خویش، روزگاری در کنار مغان، اوراد مهر پرستان را خطاب به خویش می شنیده است پس از آن در کنار آتشکده های زردشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمه اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می خوانده اند از آن پس با آیات قرآن و زبان الله از او تجلیل می کرده اند و اکنون علاوه بر آن با نماز و دعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی او را جان می بخشند و در همه این چهره های گوناگونش این پیر روزگار آلود، که در همه قرن ها و با همه نسل ها و همه اجداد ما، از اکنون تا روزگار افسانه ای جمشید باستانی، زیسته است و با همه مان بوده است ، رسالت بزرگ خویش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و در آمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز با روح شاد و جانبخش طبیعت و عظیم تر از همه پیوند دادن نسل های متوالی این قوم که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگران و سازندگان کله منارها بند بندش را از هم می گسسته است و نیز پیمان یگانگی بستن میان همه دل های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانه دوران ها در میانه شان حایل می گشته و دره عمیق فراموشی میانشان جدایی می افکنده است. و ما در این لحظه در این نخستین لحظات آغاز آفرینش نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز بر می افروزیم و درعمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ زده قرون تهی می گذریم و در همه نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما بر پا می شده است با همه زنان و مردانی که خون آنان در رگ هایمان می دود و روح آنان در دل هایمان می زند شرکت می کنیم و بدین گونه، بودن خویش، را به عنوان یک ملت در تند باد ریشه برانداز زمان ها و آشوب گسیختن ها و دگرگون شدن ها خلود می بخشیم و در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و خالی از خوی برده رام و طعمه زدوده از شخصیت این غرب غارتگر کرده است، در این میعاد گاهی که همه نسل های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند با آنان پیمان وفا می بندیم امانت عشق را از آنان به ودیعه می گیریم که هرگز نمیریم و دوام راستین خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری ریشه، در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایه اصالت خویش در رهگذر تاریخ ایستاده است بر صحیفه عالم ثبت کنیم .
 
دكتر علی شریعتی16.gif

به خاطر پوست‌تان ، آب بنوشید

10374.jpg

 

تبیان ، دکتر امیرهوشنگ احسانی، متخصص پوست و مو:

 قسمت عمده سلول های پوستی را آب تشکیل می‏دهد و کم مصرف کردن آب موجب خشکی پوست می‎شود.

 افرادی که در طولانی مدت، آب و مایعات کمی مصرف می‎کنند، پوست‎شان دچار خشکی شده و این خشکی موجب تسریع ایجاد چروک روی پوست می‎شود.

 کم‌آبی و مصرف کم‌آب موجب می‏شود پوست شادابی و طراوت لازم را نداشته باشد و به همین دلیل در پوست صورت افرادی که پوست‎شان دچار خشکی و کم‌آبی شده است، چروک‎هایی روی پوست صورت، به ویژه دور چشمهایشان به وجود می‎آید.

البته در کنار مصرف آب، سایر عوامل مانند سن، ژنتیک، مصرف ویتامین و تغذیه در شادابی پوست تاثیر دارند، اما آب عامل بسیار مهمی است و تاثیر قابل توجهی بر سلامت و شادابی پوست دارد.

آب بر رشد ناخنها و مو هم تاثیر دارد و کمبود آن موجب خشکی مو و خشکی و شکنندگی ناخنها می‎شود.

هر چند مصرف آبمیوه ها و تمام نوشیدنیهایی که قسمت عمده آنها آب است، برای سلامت و تامین آب مورد نیاز سلول‎های پوست مفید است، اما آب خالص و سالم بهترین راه برای تامین آب مورد نیاز بدن است.

نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش چه جایگاهی دارد؟




پاسخ:

پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

نَظَرُ الوَلَدِ إلى والِدَیهِ حُبّا لَهُما عِبادَةٌ .

نگاه مهرآمیز فرزند به‏پدر و مادر عبادت است.

تحف العقول : 46 منتخب میزان الحكمة : 354

*******
پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

النَّظَرُ إلَى العالِمِ عِبادَةٌ ،والنَّظَرُ إلَى الإمامِ المُقسِطِ عِبادَةٌ ، وَالنَّظَرُ إلَى الوالِدَینِ بِرَأفَةٍ وَرحمَةٍ عِبادَةٌ ، وَالنَّظَرُ إلى أخٍ تَوَدُّهُ فی اللّه عز و جل عِبادَةٌ .

نگریستن به دانشمند عبادت است ، نگریستن به پیشواى دادگر عبادت است ، نگاهِ دلسوزانه و مهرآمیز به پدر و مادر عبادت است و نگریستن به برادرى كه براى خداوند عز و جل دوستش دارى عبادت است .

عقل کامل از نظر امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام میفرمایند:

عقل شخص مسلمان تمام نیست،مگر این كه ده خصلت را دارا باشد:

از او امید خیر باشد.

از بدی او در امان باشند.

خیر اندك دیگری را بسیار شمارد.

خیر بسیار خود را اندك شمارد.

هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود.

در عمر خود از دانش طلبی خسته نشود.

فقر در راه خدایش از توانگری محبوبتر باشد.

خواری در راه خدایش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد.

گمنامی را از پرنامی خواهانتر باشد.

سپس فرمود:

دهمی چیست دهمی؟

به ایشان گفته شد: چیست؟

فرمود:

احدی را ننگرد جز این كه بگوید او از من بهتر و پرهیزكارتر است

(تحف العقول، .443)

فضیلت ذکر و دعای پس از نماز

1ـ امام باقر علیه السّلام ـ درباره گفته خداوند تبارك و تعالى : «پس چون فراغت یافتى (در دعا) بكوش و با اشتیاق، به سوى پروردگارت روى آور» ـ : هنگامى كه پس از سلام دادن، نماز را تمام كردى و هنوز نشسته اى، به دعا براى دنیا و آخرت بپرداز و هنگامى كه از دعا فارغ شدى به خداوند تبارك و تعالى التماس كن ، تا آن را از تو بپذیرد.

2 ـ امام صادق علیه السّلام
ـ در گفته خداى جلّ جلاله : «پس چون فراغت یافتى (در دعا) بكوش و با اشتیاق، به سوى پروردگارت روى آور» ـ : مبادا كه دعاى پس از نماز واجب را وانهى ، كه فضیلت آن پس از نماز واجب همچون فضیلت نماز واجب بر نماز مستحب است.

3 ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله :
هر كس از نماز صبح تا طلوع خورشید در نمازگاهش بنشیند، خداوند او را از آتش حفظ مى كند.

4 ـ
هر كس نماز صبح بگزارد و سپس به ذكر خدا بنشیند تا خورشید طلوع كند، بهشت برایش واجب مى شود.

5 ـ عمر:
همانا پیامبر لشگرى را به سوى «نجد» فرستاد . پس غنایم زیادى به چنگ آورده زود بازگشتند. مردى كه با آنان نرفته بود گفت: ما گروهى ندیده بودیم كه چنین سریع و با این همه غنیمت بازگردند. پس پیامبر فرمود: آیا شما را به گروهى راهنمایى نكنم كه بازگشتشان سریعتر و غنیمتشان بیشتر است؟ گروهى كه در نماز صبح حاضر مى شوند وسپس به ذكر خداوند مى نشینند تا آنگاه كه خورشید بر آنان طلوع كند. پس اینان، بازگشتشان سریعتر و غنیمتشان بیشتر است.

6 ـ جابر بن سمره:
پیامبر صلّى الله علیه و آله هرگاه نماز صبح مى گزارد ، در نمازگاهش مى نشست تا خورشید، نیك درآید.

7 ـ امام علىّ علیه السّلام :
ذكر و دعاء پس از نماز صبح و عصر ، روزى را افزون مى كند.

8 ـ امام باقر علیه السّلام :
دعا كردن پس از نماز واجب، برتر از نماز مستحبى خواندن است[1].

9 ـ امام صادق علیه السّلام :
مردم به چیزى سخت تر(یا سودمندتر) از ذكر و دعاى پس از نماز ، نپرداخته اند .

10 ـ
براى روزى جستن، دعاى پس از نماز[2]، كاراتر از سفر به شهرهاست[3].

11 ـ
خداوند جلّ جلاله ، نمازهاى پنجگانه[4] را در بهترین زمانها بر شما واجب كرده است . پس پیوسته در پى نمازها، دعا كنید .

12 ـ
هر كس نمازى واجب بگزارد و تا نماز واجب دیگرى به ذكر و دعا بپردازد، مهمان خداست و بر خداوند سزد كه مهمانش را گرامى بدارد.


پانوشت ها


(1) در «الفقیه» در پایان روایت افزوده است و «سنّت نیز بر این جارى است».
(2) ترجمه تعقیب به دعاى پس از نماز بر اساس آنچه در آخر نقل «تهذیب» آمده است صورت گرفت.
(3) در نقلى دیگر از «تهذیب» و نیز «الفقیه» چنین آمده است: «به تعقیب و دعا نشستن پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب ...» و در «دعائم الاسلام» آمده است: «ذكر و دعاى پس از نماز صبح رساتر...».
(4) تفسیر قمى قید «پنجگانه» را ندارد.

خواص گوجه فرنگی




http://www.rasekhoon.net/userfiles/Article/1389/06esfand/04/00139661.JPG



گوجه نوعی سبزی است که منشأ آن آمریکای جنوبی بوده و در بسیاری از کشورها به سیب عشق معروف است و بعد از سیب‌زمینی پرمصرف‌ترین سبزی جهان است. از آنجا که میزان کالری این سبزی بسیار پایین است و منبع غنی ویتامین C و مواد معدنی مانند پتاسیم، منیزیم و فسفر و ریزذراتی مانند لیکوپن، بتاکاروتن و مولکول‌های پیشگیری‌کننده از پیری سلولی است، متخصصان تغذیه توصیه می‌کنند مصرف آن را افزایش دهید. به دلیل خواص بسیاری که گوجه دارد، متخصصان پوست و تولیدکنندگان لوازم و محصولات آرایشی نیز به استفاده از آن در مراقبت از پوست و بازگرداندن درخشش پوست در کرم‌های ضد چروک و کرم‌های ضدآفتاب روی آورده‌اند.

منبع درخشش آنی
 
همان‌طور که مزه و بوی خوب گوجه دهان هر کسی را آب می اندازد، مولکول‌های فعال موجود در آن نیز می‌تواند از اپیدرم محافظت کرده و از آسیب‌دیدگی سلول‌ها در طول زمان پیشگیری کند. استفاده از بتاکاروتن و لیکوپن در کرم‌های آرایشی که مولکول‌های رنگی موجود در میوه و سبزی مانند گوجه و هویج است، می‌تواند سبب رنگ زیبای پوست پس از استفاده از کرم‌ها شود. در ضمن بتاکاروتن می‌تواند از پوست در برابر آسیب‌های خارجی هم جلوگیری کند. آنتی‌اکسیدان‌ها می‌تواند از پیری زودرس پوست پیشگیری کرده و استرس‌های اکسیداتیو را کاهش دهد. گوجه همچنین منبع غنی ویتامین A، C و E است که می‌تواند به پوست درخشش خاصی دهد. در ضمن کاروتن‌های موجود در گوجه از سلول‌های پوستی در مقابل نور آفتاب و آسیب‌های ناشی از آن پیشگیری می‌کند.

فواید گوجه برای پوست

ماسک گوجه استفاده کنید
 
برای تهیه ماسک گوجه، 2 گوجه رسیده را برای 5 ثانیه بجوشانید بعد آن را میکس کرده و با آب نصف لیمو مخلوط‌اش کنید. بعد یک قاشق روغن گیاهی به آن اضافه کرده و یک لایه ضخیم روی پوست بمالید اما مراقبت باشید به پوست دور چشم‌ها نمالید. ماسک را باید 15 دقیقه روی پوست گذاشته و بعد با آب خنک آن را بشویید.

میراث جهانی ایران

فهرست میراث جهانی یونسکو در حال حاضر، بر اساس سایت رسمی کنوانسیون میراث جهانی،‌ 911 مورد را شامل می‌شود. مواردی در این فهرست جای می‌گیرند که از نظر فرهنگی یا طبیعی منحصر به فرد باشند و کمیته میراث جهانی در جلسات خود، آن‌ها را دارای ارزش جهانی بداند. هر مکان یا بنایی که در این فهرست جای می‌گیرد، کشورهای عضو کنوانسیون موظف به محافظت از آن می‌گردند. در این بین،‌ سهم ایران از این فهرست تا به حال ‌12 مورد بوده که برخی از آن‌ها را در گزارش تصویری زیر می‌بینید.
بم و فضای فرهنگی آن،‌ کرمانسال ثبت به عنوان میراث جهانی: 2004/ 1385 (در لیست میراث جهانی در خطر قرار گرفته است). بم در محیطی بیابانی قرار گرفته است و در اصل به زمان هخامنشیان (قرن‌های 4 تا 6 قبل از میلاد مسیح) برمی‌گردد. دوران طلایی آن بین قرن‌های 7 و 11 میلادی بود که در مسیر راه‌های مهم قرار داشت و به تولید پوشاک
ابریشم و کتان مشهور بود.

 

ادامه نوشته

برای هر مساله ای یک آیه قرآن یا حدیث وجود دارد

سوره انعام آیه38:ما کوتاهی نکردیم در این قرآن از بیان هیچ چیزی

سوره نحل آیه 89 : نازل کردیم ما این قرآن را که بیان حکم هر چیزی در آن میباشد.

سوره انعام آیه 59:هیچ تر و خشکی و هیچ مساله کوچک و بزرگی نیست جز آنکه حکم آن در قرآن بیان کردیم.

امام صادق (ع) : خدای متعال بیان هر چیزی را در قرآن فرستاده است ، به خدا سوگند چیزی از احتیاجات بشر را در آن فروگذار نفرموده ، حتی اگر بنده ای هزاران سال بعد از نزول قرآن بگوید : ای کاش این مطلب هم در قرآن آمده بود آن مطلب نیز در قرآن وجود دارد.   اصول کافی جلد 1 صفحه 77 

امام صادق (ع) : هیچ مطلبی نیست جز آنکه درباره آن آیه قرآن و یا حدیثی وجود دارد.  اصول کافی جلد 1 صفحه 77

امام صادق (ع) : هیچ امری نیست که دو نفر اختلاف نظر داشته باشند جز آنکه برای آن در کتاب خدا ریشه و بنیادی است ولی عقلهای مردم به آن نمی رسد.  اصول کافی جلد 1 صفحه 78

هنر نقاشی



ادامه نوشته

آشنایی با مشاغل مکروه و مخرب

یةالله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی

85234_953.jpgاَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَلَمِین وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرین وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.
رُوِیَ عَن رَسولِ الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) قال: «إِنَّ الغَیرَۀَ مِنَ الإیمَانِ»

مروری بر مباحث گذشته

بحث ما در گذشته راجع به تربیت به معنای «روش رفتاری دادن» بود و عرض کردیم که انسان به طور معمول، در چهار محیط روش می‏گیرد. این یادگیری از محیط خانوادگی شروع شده، در محیط آموزشی ادامه می‌یابد، در محیط سوم یعنی فضای رفاقتی و چهارمین محیط که محیط شغلی است، کامل می‌شود. همچنین عرض کردیم فضای پنجمی‏داریم که حاکم بر هر چهار محیط است.

بحث ما راجع به سه محیط اوّل به طور تقریباً مختصر، تمام شد و من فکر می‌کنم همه رؤوس مطالب را گفتم. از امشب می‌خواهم وارد بحث محیط چهارم یعنی محیط شغلی شوم. من قبل از آن‌که وارد بحث دربار محیط چهارم شوم، باید تذکری را عرض کنم که هر چند تکراری است، ولی لازم و مفید است؛ من می‌خواهم مصبّ بحث و اصل مطلب کاملاً روشن شود.
ادامه نوشته

تعریف ادب

امام صادق(ع) فرمود:

ادب عبارت از جامه ایست که بر آنچه می گویند و می نویسند می پوشانند تا در گوش و ذهن شنونده و خواننده جالب تر جلوه کند. بالای سر امام صادق (ع) درمحلی که برای تدریس نشسته بود این بیت بنظر می رسید:

لیس الیتیم من مات والده ان الیتیم یتیم العلم و الادب

یتیم آن نیست که پدرش مرده، بلکه آن است که از علم و ادب بی بهره باشد.


نصایح بسیار زیبای پیامبر (ص) به ابوذر

http://www.shiaupload.ir/images/59074177480064584659.gif


ای ابوذر! خدا را چنان پرستش کن که گویا او را می‌بینی، زیرا اگر تو او را نمی‌بینی او تو را می‌بیند. 

ای ابوذر! بدان که اولین مرحله عبادت خدا، شناخت اوست؛ همانا او اول است، قبل از او چیزی نیست و یگانه و یکتاست و مانند ندارد و او باقی و جاودان است. اوست که آسمانها و زمین و آنچه را بین آنها و آنچه را در آنهاست آفرید و خداوند دانای مهربان است و بر هر کاری تواناست ...

ای ابوذر! بسیاری از مردم در مورد دو نعمت مغبون هستند و از آن قدردانی نمی‌کنند، یکی نعمت تندرستی و دیگری نعمت فراغت.

کسی که برای فریفتن مردم علم بیاموزد بوی بهشت را نچشیده است

ای ابوذر! پیش از آنکه پنج چیز به تو روی آورد، پنج چیز را غنیمت شمار، جوانی را پیش از پیری، تندرستی را پیش از بیماری، توانگری را پیش از پریشانی، فراغت را پیش از گرفتاری و زندگی را پیش از مرگ...

ای ابوذر! بترس از اینکه در حال گناه، مرگت فرا رسد که در آن صورت نه راهی برای جبران و توبه باقی می‌ماند و نه بر بازگشت دوباره به دنیا قادر خواهی بود، نه وارثان تو بر ارثی که باقی گذارده‌ای تو را ستایش می‌کنند و نه اینکه خدای متعال بر آنچه در پیش فرستاده‌ای عذر تو را خواهد پذیرفت ...

ای ابوذر! کسی که برای فریفتن مردم علم بیاموزد بوی بهشت را نچشیده است ...

ای ابوذر! اگر خدای تبارک و تعالی خیر بنده‌ای بخواهد، گناهانش را در مقابل او مجسم می‌کند و گناه را بر او سنگین و دشوار می‌گرداند و اگر بدی و بنده‌ای را بخواهد، گناهان او را از یادش می‌برد ...

ای ابوذر! هر کس که کردارش با گفتارش مطابقت کند، بهره خود را از سعادت دریافت کرده است و هر کس که کردارش مخالف گفتارش باشد، هنگام پاداش خویشتن را سرزنش خواهد کرد ...

ای ابوذر! چه بسا شخصی که به سبب گناهی که می‌کند از روزی مقرر شده‌اش محروم می‌گردد ...

ای ابوذر! زیرک و با کیاست کسی است که نفس خویش را ادب کند و برای زندگی بعد از مرگ تلاش کند و ناتوان کسی است که از نفس و خواهشهای آن پیروی کند و با آن حال از خداوند آرزوهایی داشته باشد ...

خدای تبارک و تعالی به برادرم عیسی وحی کرد دنیا را دوست مدار زیرا من آن را دوست ندارم و آخرت  را دوست بدار...

تصاویری از دوران بی بازگشت کودکی !

مونیکا یک عکاس زن اهل لهستان است که با نگاهی هنرمندانه دوران پرهیاهو و تکرار نشدنی کودکان را در مجموعه ای زیبا که بخشی از آن را در این ایمیل خواهید دید ثبت کرده است. او معتقد است هر یک از ما از سنین کودکی، خاطراتی را بیاد می آوریم که بعضی مواقع حتی مشتاق به بازگشت به زمان خیال و اوج گرفتن در فضای آن روزهای شیرین کودکی هستیم. زمانی که شاید امروز جژئی از رویاهای دیروزمان بود ولی افسوس که بازگشت به آن میسر نیست !

loading.gif
 لطفا تا باز شدن كامل عكسها شكیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را انتخاب كنید

ادامه نوشته

مطهره , femalehurt کلوب آی دی : femalehurt نام : مطهره تولد : 29 فروردین 1319 محل سکونت : Other غیره

یا خدیجه کبری

 

 

دهم ربیع الاول، سالروز ازدواج رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) 

 

 

 

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله) 15 سال قبل از هجرت با حضرت خدیجه کبری (علیها السلام) ازدواج نمودند (1). در احادیث منابع شیعه و اهل تسنن آمده است که حضرت خدیجه بنت خویلد بن اسد، در دانش و اطلاع به کتب زمان خود معروف بوده است.

او از زنان قریش بوده و علاوه بر کثرت اموال و املاک به عقل و کیاست نیز بر دیگران برتری داشت و در آن زمان او را «طاهره»، «مبارکه»، «سیده نسوان» و «ملکه بطحاء» می‌نامیدند. او از کسانی بود که انتظار قدوم پیامبر (صلی الله علیه و آله) را می‌کشید و همیشه از علمای آن زمان نبوت آن حضرت را جویا می‌شد.

هنگامی که خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) شرفیاب شد، نخستین سؤالی که از آن حضرت کرد، در خصوص مهر نبوت بود.

اشعار فصیح او در مدح رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و کمال محبتش به آل عبد المطلب مشهور است که گویای علم و ادب و محبت اوست. در همان روزی که آن حضرت مبعوث به رسالت شد، جناب خدیجه (علیها السلام) ایمان آورد.

حضرت خدیجه (علیها السلام) از مال خویش و میراثی که به او رسیده بود تجارت می‌نمود، چندی نگذشت که از بزرگان تجار شد، به گونه‌ای که هشتاد هزار شتر اموال تجاری او را حمل می‌کردند و هر روز اموال او زیادتر می‌شد. بر بام خانه او، قبه‌ای از حریر سبز با طناب‌های ابریشمی بود که علامت جلالت آن بانوی اول اسلام بود.

به خدا قسم! بهتر از خدیجه (علیها السلام) نصیب من نشده. او به من ایمان آورد، هنگامی که مردم کافر بودند، و تصدیق نبوت من نمود در وقتی که مردم مرا تکذیب می‌کردند، و اموال خود را در اختیار من گذارد در وقتی که مردم مرا از خود دور می‌کردند

افراد زیادی مانند، عقبه بن ابی معیط و ابن ابی شهاب که هر کدام چهار صد کنیز و غلام و خدمتکار داشتند، و نیز ابوجهل و ابوسفیان و دیگر بزرگان عرب به خواستگاری آن حضرت آمدند؛ ولی قبول نکردند. سرانجام خود حضرت خدیجه (علیها السلام)، پیشنهاد ازدواج به پیامبر (صلی الله علیه و آله) را دادند و این ازدواج با آداب و مراسم خاصی انجام شد.

 

ماحصل ازدواج

خداوند دو پسر به نام‌های قاسم و عبد الله که به آن‌ها طیب و طاهر هم می‌گفتند، و چهار دختر به نام‌های ام کلثوم و زینب و رقیه و فاطمه (علیها السلام) به آن بزرگوار عطا فرمود.

حضرت خدیجه (علیها السلام) بیست و چهار سال و یک ماه با پیامبر (صلی الله علیه و آله) زندگی کرد، و تا آن حضرت زنده بود، پیامبر (صلی الله علیه و آله) همسر دیگری اختیار نکرد.

همچنین حضرت خدیجه (علیها السلام) جمیع اموال خود را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) واگذار کرد.

 

آتش حسدم مشتعل شد

عایشه می‌گوید: کمتر اتفاق می‌افتاد که پیامبر (صلی الله علیه و آله) از خانه بیرون رود و خدیجه را به خیر و خوبی یاد نکند، چندان که یک روز آتش حسد من مشتعل شد و گفتم : یا رسول الله، تا کی خدیجه را یاد می‌کنی؟ او پیرزنی بیش نبوده! خداوند بهتر از او را (منظور خودش بوده) به تو مرحمت کرد! پیامبر (صلی الله علیه و آله) از سخن من غضبناک شدند و فرمودند: نه؛ به خدا قسم! بهتر از خدیجه (علیها السلام) نصیب من نشده. او به من ایمان آورد، هنگامی که مردم کافر بودند، و تصدیق نبوت من نمود در وقتی که مردم مرا تکذیب می‌کردند، و اموال خود را در اختیار من گذارد در وقتی که مردم مرا از خود دور می‌کردند. خداوند متعال از خدیجه به من فرزندانی روزی کرد در حالی که تو را عقیم قرار داد (2).


1- فیض العلام : ص 211. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص 67. منتخب التواریخ : ص 20. زاد المعاد: ص 344. مصباح المتهجد: ص 732. بحار الانوار: ج 95 ص 357.

2- ریاحین الشریعه : ج 2 ص 202، 207، 211. 

پنج نصیحت از امام باقر علیه السلام

25746934709359887834.jpg

  ای جابر! پنج چیز را به تو سفارش مى‏كنم: اگر به تو ظلم كردند تو ستم نكن، اگر به تو خیانت كردند خیانت نكن، اگر تكذیبت كردند خشمگن مشو، به مدح این و آن شاد نشو، از مذمتشان بیتابی نکن، فکر کن در مورد آنچه که درباره ات گفته شده؛ اگر آن عیب كه گویند در خود بیابى (بدان كه) از نظر خدا افتادن، بخاطر رنجیدن از حرف حق؛ بزرگتر و عظیم تر است از آنچه می ترسی که از چشم مردم بیفتی، و اگر دروغ و خلاف گویند، تو ثوابى بدون رنج بدست آورده ای.   « تحف العقول عن آل الرسول ص، ص: 284 »

دانلود کتاب تست ضریب هوشی Test Your IQ : 400 New Tests to Boost Your Brainpower

دانلود کتاب تست ضریب هوشی Test Your IQ : 400 New Tests to Boost Your Brainpower!

تست IQ سابقه چندان زیادی ندارد ، زمانی که دانشمندان آلمانی و انگلیسی بر روی بهره هوش کار می کردند به این نتیجه رسیدند که جهت افزایش کیفیت سیستم آموزشی افراد با ضریب هوشی بالا را از افراد با ضریب هوشی پایین تفکیک کنند .

تست IQ سابقه چندان زیادی ندارد ، زمانی که دانشمندان آلمانی و انگلیسی بر روی بهره هوش کار می کردند به این نتیجه رسیدند که جهت افزایش کیفیت سیستم آموزشی افراد با ضریب هوشی بالا را از افراد با ضریب هوشی پایین تفکیک کنند .

برای اولین بار ارتش آمریکا برای انتخاب سربازان خود در جنگ جهانی اول اولین آزمون ضریب هوشی را در بین داوطلبین شرکت در جنگ جهانی اول برگزار کرد که برای اولین بار بود از این تست برای جامعه ی اماری بالا استفاده شد .

نهایتا یک دانشمند رومانیایی بنام وکسلر تست بسیار جامعی درست کرد که از آن برای تست ضریب هوشی یا IQ اسفاده کرد و آن را به 3 طبقه کودکان ، دانس آموزان ، و بزرگسالان دسته بندی کرد .

از آن زمان تستهای مختلفی ایجاد شده که برای سنجش دقیق بهره هوشی استفاده شد.

یکی از این روشها استفاده از اشکال بود که شاید همه شما با آن کاملا آشنا باشید .

کتابی را که امروز معرفی می کنیم ، حاوی 400 شکل از ساده تا بسیار پیچیده برای تست ضریب هوشی یا اصطلاحا IQ استفاده میشود.

این کتاب بسیار نایاب می باشد ،امیدواریم از این کتاب نهایت استفاده را کرده باشید .

حجم: 46.3 مگابایت

دانلود کتاب:  دانلود با لینک مستقیم

پسورد: ندارد

اینگونه نگاه کنید...

 چه انتظار از من داری ؟ 
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او  را هم نخواستم ، چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من !!!!!!!!!میگشتم
 
 
 
NOBODY IS PERFECT
هیچ کس کامل نیست
 

 

اینگونه نگاه کنید...


مرد را به عقلش نه به ثروتش

.

زن را به وفایش نه به جمالش

.

دوست را به محبتش نه به کلامش

.

عاشق را به صبرش نه به ادعایش

.

مال را به برکتش نه به مقدارش

.

خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

.

اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش

.

غذا را به کیفیتش نه به کمیتش

.

درس را به استادش نه به سختیش

.

دانشمند را به علمش نه به مدرکش

.

مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش

.

نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش

.

شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش

.

دل را به پاکیش نه به صاحبش

.

جسم را به سلامتش نه به لاغریش

.

سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

.

.

.
 

درانتشار آنچه خوبیست و ردی از عشق در آن هست
آخرین نفر نباشید!

 

تست روانشناسی (پرنده آبی)


روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما می شود و در آنجا به دام می افتد. چیزی در این پرنده شما را به خود جذب می کند و تصمیم می گیرید آن را نگه دارید. اما روز بعد در عین شگفتی متوجه می شوید که رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است. این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ می دهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می آید و در روز چهارم سیاه رنگ است.

سوال: اکنون روز پنجم است، وقتی از خواب برمی خیزید این پرنده چه رنگی است؟
1. پرنده تغییر رنگ نمی دهد و سیاه باقی می ماند.
2. پرنده به رنگ آبی که در ابتدا داشت باز می گردد.
3. پرنده سفید می شود.
4. پرنده طلایی می شود.

باید یکی از 4 گزینه بالا را انتخاب کنید و رنگ های دیگر مثل سبز، بنفش و... مد نظر نیست. برای مشاهده پاسخ تست به پایین همین صفحه مراجعه کنید.

.

.

.

.

.

.

.

.

پاسخ تست شناخت احساسات

پرنده ای که در اتاق شما به دام افتاد، نماد خوشبختی است، اما ناگهان تغییر رنگ داد و در شما دلهره و اضطرابی نسبت به ناپایداری خوشی و شادمانی بوجود آورد. عکس العمل شما در این وضعیت نشان دهنده ی پاسخ شما به مشکلات و بلاتکلیفی ها در زندگی واقعی است.

1. کسانی که گفتند پرنده سیاه باقی میماند دیدگاهیی بدبینانه دارند.
آیا شما باور دارید اوضاع هیچ وقت بهبود نمی یابد؟ به یاد داشته باشید همیشه پایان شبه سیه سپید است.

2. کسانی که گفتند پرنده دوباره آبی می شود خوش بین و عمل گرا هستند.
شما باور دارید زندگی ترکیبی از خوب و بد است و مقابله کردن و سرسختی نشان دادن در برابر این واقعیت سودمند نیست. مشقات و ناملایمات را با خونسردی می پذیرید و اجازه می دهید زندگی روال طبیعی خود را طی کند. این دیدگاه باعث می شود از تلاطم ناملایمات و سختی ها با موفقیت بیرون آیید.

3. کسانی که گفتند پرنده سفید می شود در برابر فشارهای زندگی مصمم و خونسردند.
شما در زمان بحران وقت خود را در تردید و دودلی تلف نمی کنید اگر وضعیت بغرنج شود ترجیح می دهید جلوی ضرر را بگیرید و به دنبال راه دیگری برای رسیدن به هدفتان می گردید و در غم و اندوه گرفتار نمی شوید. این روش محتاطانه بدین معنی است که اوضاع به طور طبیعی بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت.

4. کسانی که گفتند پرنده طلایی می شود، بی باک و نترس هستند.
شما معنی بحران را نمی دانید برای شما هر بحرانی یک فرصت است. این جمله ناپلئون که گفته است «غیر ممکن... این واژه فرانسوی نیست» در مورد شما صدق می کند. اما مواظب باشید این اعتماد به نفس زیاد، مرز بین شجاعت و حماقت را از بین نبرد